خرید بک لینک
  مثل گلی که ازپشت پنجره نور را در یاف

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

من به آمار زمین مشکوکم این همه آدم رو

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

  و روز دانش آموز بود روز دانش آموزان

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

تنها یک شب است یک شب که هزار شب نمی شوž

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

Related image

باز من می مانم و یک دل هوایی از بین الحرم

کی شود من بکشم هوایت را نفس

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

Related image

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت
که از دوری برآید از دلم آهی
بسوزد هفت دریا را ...

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

کویرم ام تشنه از حضور وجودت لبریز  ا&#

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

سکوت و دیگر هیچ نمی گویم و این بزرگتر

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 23:49

Related image

اگر چه دیر بماندم امید بر نگرفتم مَضَی الزَّمانُ وَ قَلبی یَقولُ اِنکَ آتی

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

Related image

امام زمانم

خجالت می کشم نفس لماره را با خطی کم کنم

عذاب وجدان را

که حتی درون هم می فهمد در اشتباهی

خجالت می کشم به بهانه جدولی تو را خطاب کنم

امام زمان +م

خجالت می کشم به خاطر مهربانی ات

م معصیت اضافه کنم به پایان اسمت

و با آن «م» دلت را بشکنم

خجالت می کشم ...


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسبها: امام زمان

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

یك شب داشتم به دوران هاى مختلف تاريخى فكر مى كردم. با خود گفتم خوشا به حال كسانى كه در زمان پيامبر زندگى مى كردند، كسانى كه پيامبر را يارى كردند و با تمام وجود از دستورهاى آن حضرت اطاعت مى كردند. به راستى كه آنها بهترين مردم تاريخ بودند. بعد از مدّ

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

دور بیله آغلاما/ سینه می داغلاما / گوز لری باغلاما جان رقیه غم قلبیمی دلیر/ رقیه م دینجلری / د

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

روزی زنگ خانه پسرڪ زده شد.او مقابل ایفون رفت. مردی نورانی پشت در بود گوشی ایفون را برداشت وپرسید:ڪیه؟ مرد نورانی پاسخ داد من "مهدی فاطمه ام " تو یڪی از شیعیان ما هستی درست است؟نمی خواهی مارا به داخل خانه ات دعوت ڪنی؟ پسر با چشمانی اشڪ

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

رقیه جان امشب قرار بود تاریخ در شهر ما تکرار شود. با اینکه درست و دقیق تکرار نشد ولی باز هم شد امشب به چشم خودم دیدم سر بابا بالای نیزه را دیدم دلهره و ترس را دیدم گریه را دیدم خنده شیطانی را دیدم نمک پاشیدن بر زخم را دیدم عمه گریان را دیدم

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

نعمت کوچکی که تمام نعمت های دنیا در آن گنجانده شده . نعمتی که خدا بر خیلی از ما ارزانی داشته ولی کمتر کسی از ما قدرش را می داند. چشم ، نعمتی که با آن دنیا زیبای زیبا می شود. نعمتی که گر بخواهیم دنیا آباد آباد می شود . نعمتی که با آن زندگی همه جا جار

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

گاهی اوقات اتفاقتی میوفته که حتی خودت باور نداری اتفاقتی میفته که ازشون فرار می کردی ولی حالا آرزوت شده اتفاقاتی میفته که تنها پناه می بری بر خدا دلی که مقابل اتفاقات خرد میشه و با تمام توان عقب کشیده میشه... تنها یک توکل احتیاجه که پرتاب بشه به سوی

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

Related image

چشم بسته ام جاده خیال را

صدای پای کسی می آید...


موضوعات مرتبط: ادبی

برچسب: نویسنده: اشکان کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 20:26

صفحه بندی